خرید بک لینک
فکر میکنم می بینم برخی از تیکه های بچگی بخوبی یادم می آید. مثل اینست که دیروز بوده، می بینم با بچگیم آنقدرها فاصله ندارم. حالا سرتاسر زندگانی سیاه، پست و بیهوده خودم را می بینم. آیا آنوقت خوشوقت بودم؟نه، چه اشتباه بزرگی! همه گمان میکنند بچه خوشبخت است. نه، خوب یادم است.آن وقت بیشتر حساس بودم، آن وقت هم مقلد و آب زیر کاه بودم. شاید ظاهراً میخندیدم یا بازی میکردم، ولی در باطن کمترین زخم زبان یا کوچکترین پیش آمد ناگوار و بیهوده ساعتهای دراز فکر مرا بخود مشغول میداشت و خودم خودم را میخوردم.اصلا مرده شور این طبیعت مرا ببرد، حق بجانب آنهائی است که میگویند بهشت و دوزخ در خود اشخاص است، بعضی ها خوش بدنیا می آیند و بعضی ها ناخوش.

برچسب: نویسنده: پرهام یزدانی تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 2:03

صفحه بندی